انواع تبلیغات
اهمیت تبلیغ
تبلیغ و معانی آن
نقش تبلیغات
تاریخچه تبلیغ
تبلیغ و معانی آن:
تبلیغات جمع تبلیغ و به معنی ابلاغ و رساندن پیام است.ابلاغ در لغت به معنی رساندن است، تبلیغ رسانندگی ومبلغ رساننده است. پروفسور حمید مولانا،استاد ایرانی ارتباطات بین المللی در تعریفش از تبلیغات می گوید:تبلیغ عبارت است از نشرو پخش یک اصل و مقصود نهایی از طریق افزایش یا گسترش و تکثیر طبیعی در شرایط زمانی و مکانی مخصوص.
نقش تبلیغات
تبلیغات هنگامی که جنبه آموزشی و ترویج مطالب اخلاقی،مذهبی،علمی داشته باشد،امری مشروع است. هنگامی که نقش بازگوکننده،عقایدگروهها و جمعیت ها یا توضیح دهنده پیشرفت ها و کارکردها واطلاعات واقعی رویداد را داشته باشد،راهنما و اطلاع رساندن محسوب می شود. به این شرط که در صدد به کرسی نشاندن دیدگاههای خود و تسلط براذهان نباشند.اماگاهی این واژه دراذهان عمومی با سوء ظن همراه است و این در مواردی است که مخاطبین پیام را مشکوک،دروغ و معرضانه می پندارندبه هرحال نقش تبلیغات،جهت دادن به جریانات از پیش تعیین شده است.تبلیغات عبارت است از (( اعمال نظریات یا اعلان اطلاعات خاص به منظورکسب آراءیا تمایلات مطلوب.))بنابه حکیم آراء تبلیغ به عنوان کوششی به منظور برقراری ارتباط متقاعدگرانه تعریف می شود(حکیم آراء 1384). نکته مهم در این تعریف اینکه،تبلیغ فارغ از حوزه موضوعی تعریف شده است. یعنی موضوع تبلیغ می تواند دین، سیاست بازرگانی، امور فرهنگی و رفتار اجتماعی باشد. متأسفانه سایر مؤلفان معمولاً تبلیغ را با توجه به یکی از حوزه های سه گانه دین، سیاست و بازرگانی تعریف کرده اند. از این رو هرگاه از معادل انگلیسی تبلیغ می پرسیم ممکن است propagando / Advertising و یا حتی Missionary نام می برند.حال آنکه به نظراستاد حکیم آراء،تعریف تبلیغ ورای این سه مفهوم به عنوان ارتباط متقاعدگرانه است.یعنی ارتباطی که می کوشد دیگران رابه نفع موضع خود متقاعدکند،صرف نظر از اینکه این موضع ، موضعی در حوزه دین باشدیا سیاست و یا هر چیز دیگر.
انواع تبلیغ
تبلیغات را می توانیم از لحاظ شیوه های اجرایی و القایی به دو گروه، مستقیم و غیرمستقیم و از لحاظ موضوع به دو بخش تجاری و سیاسی تقسیم کنیم.
اهمیت تبلیغ
تبلیغات در تحولات عمومی جهان،در همه امور جاری فعالیت های بشری اعم از علمی،اقتصادی،سیاسی،اجتماعی،شخصی و جمعی تاثیر فراوان دارد.تبلیغات در تمام تارو پود زندگی انسانها گره خورده است.تبلیغات در وجه مثبت خود یک ضرورت است ودر حقیقت به وجود آورنده ارتباطات لازم ومنطقی است.انقلابات مشهور جهانی با تبلیغات نضج گرفته، رشد کرده و به ثمر رسیده است.البته ابزار تبلیغات دراعصار مختلف،متفاوت بوده است.پیروزی باند نازی ها در آلمان باتکیه بر فعالیت های شدید تبلیغاتی انجام گرفت.هنر ها وادبیات،بویژه سینما و مطبوعات به وضع ماهرانه و عجیبی در خدمت تبلیغات قرار گرفته و توجیه سیاستهای فاشیستی را به عهده داشتند . در جریان جنگهای کره و ویتنام همه نوع ترفندهای تبلیغاتی برای توجیه لزوم ادامه جنگ به کار می رفت . در جنگ خلیج فارس شدت سانسور و تحریف وقایع از طرف آمریکا و متحدانش به حدی بود که بعد از خاتمه جنگ ، این شیوه از طرف بسیاری از مفسرین و رسانه های جمعی دنیا یک رسوایی آشکار تبلیغاتی تلقی شد.در مجموع می توان گفت: تبلیغات با وجوه متضاد خود هم می سازد و هم می سوزاند، آگاه می کند و گمراه می کند،موجب تلقی و تعالی و پیروزی می شود و باعث خمودی و شکست و فراموشی می گردد، اما هرچه که هست حضور دارد و اگر این عصر را عصر تبلیغات بنامیم سخنی به گزاف نگفته ایم.این طنز تاریخ است که می گوید«روزگار بدون تبلیغات نمی گذرد»اهمیت شایان ذکر دیگر تبلیغات تکرار مداوم آنها برای چند برحه ی زمانی است.فرضاً تبلیغات تجاری آنقدر باید بر روی ذهن بینندگان تکرار گردند که به عنوان ملکه ذهن آنان پذیرفته شوند و بیننده به هنگام خرید تنها نامی را که می بیند و می پسندد همان است که در نا خودآگاه شسته شده اش فریاد می زند.
تاریخچه تبلیغ
سابقه تبلیغات به زمان های گذشته برمی گردد.مثلاً باستان شناسان از میان ویرانه های بابل لوحه هایی یافته اند که از تبلیغات حکایت می کند.این لوحه ها که متعلق به سه هزار سال پیش از میلاد مسیح است،تبلیغی در مورد نوعی پماد روغنی و همچنین تعریف از کسی است که در دوختن کفش مهارت داشته است و یا در سرزمین های اطراف مدیترانه،آثاری یافته اندکه مؤیدتبلیغات برای تماشای جنگ گلادیاتورها وبا تبلیغ در مورد ابزار برای فنیقی ها ویا حتی تشویق مردم برای رأی دادن به یک سیاستمدار بوده است.
در کشور ما نیز،فروشندگان دوره گرد، مزیت های کالای خود را با صدای بلند در کوچه ها تبلیغ می کردندکه هنوز هم کماکان به قوت خود در تمام نقاط جهان کاملاً قابل تشخیص است.در قرن بیست و یکم،با رشد گسترده وسایل ارتباط جمعی،نظیر روزنامه ها،رادیو و تلویزیون و... تبلیغات اهمیت بسیار زیادی یافته است.
اگرچه بخش خصوصی بیشتراز تبلیغات استفاده می کند،ولی دولت ها حتی در کشورهای سوسیالیستی نیز از این ابزار بهره می گیرند.ازاین ابزار برای تبلیغ فروش یک محصول،معرفی کاندیدا برای نمایندگی مجلس و یا ریاست جمهوری،ایجاد ترس در مورد کشیدن سیگار،کنترل جمعیت،و...استفاده می شود.اولین پوستر تبلیغاتی در سال 1740 میلادی در لندن به دیوار چسبانده شدکه در مورد مطلب ذخیره کردن بود.مهمترین واسطه تبلیغاتی،اختراع ماشین چاپ توسط گوتنبرگ بودکه یکی از پیامدهای سهل شدن چاپ،انتشار وزنامه بود.با انتشار روزنامه این انگیزه در مردم ایجاد شدتا آنانی که هنری برای عرضه یا کالا یی برفروش داشتند، به اطلاع دیگر همشهریان خودبرسانند.
تعریف تبلیغ : در زبانها و فرهنگ ها،اصطلاحات گوناگونی به منظور بیان مفهوم تبلیغ استعمال می گردد. مثلاً در لغت عرب تبلیغ،دعوت،اعلام دعایه و امال آنها، در فرهنگ غربی معمولاً واژه پروپاگاندا (propoganda )و یا ایندوکتری نیشن مورد استفاده قار می گیرد.پروپاگاندا از ریشه لغت لاتینی پروپاگاره مشتق شده است کلمه پروپاگاره به معنای نشا کردن برای تولید مجددگیاه و به تبع تولید کردن و تولید مثل است ومعنی وسیع تر و کلی تر آن پخش کردن و افزودن است. بنابراین از نظر ریشه لغت پروپاگاندا تولید اجباری است و به معنی تولید خود به خودی نیست.ساده ترین تعریف از تبلیغ دکتر دانیل استاریچ ارایه شده است وی که معتقد است:آگهی نمایشی است که به وسیله یک شخص یا یک مؤسسه معین انتشار می یابدو هدف آن نفوذ در عقاید اعمال مردم است در تعریف دیگر،" تبلیغ به عنوان روش یا روش های به هم پیوسته ( در قالب یک مجموعه) برای بسیج و جهت دادن نیروهای اجتماعی و فردی از طریق نفوذ در شخصیت،افکار و عقاید و احساسات آنها جهت رسیدن به یک هدف مشخص که این هدف ممکن است سیاسی، نظامی،فرهنگی و ... مشروع و نامشروع باشد." برخی از تحلیل گران تبلیغ را نوعی کار آموزشی می دانندو این نوع را بهترین روش تبلیغ برشمرده اند اگرچه ماهیت تبلیغ با آموزش تفاوت روشن دارد.ولی بسیاری براین عقیده اند که تبلیغات و آموزش در تعامل با همدیگر معنا دارندکه تعریف ذیل معطوف به این موضوع است:" تبلیغ در بهترین و اصولی ترین شکل آن یک فعالیت آموزشی است که به منظور نشردانش و آگاهی های سیاسی، اجتماعی،فرهنگی و نشر ارزش ها و سجایای اخلاقی صورت می گیرد. در تبلیغات گذشته از انتقال پیام از پیام دهنده به پیام گیرنده که در حقیقت یک حرکت آموزشی وجود دارد،مسأله تعمیق پیام در جامعه پیام گیرندگان ودر نتیجه بسیج افکار عمومی نیز مطرح است که تحت عنوان تنفیذمورد دقت قرار خواهد گرفت.تونیس تبلیغات را تلاشی برای اشاعه افکار فاقد حقیقت و دقت می داند.بعضی ها منظور از تبلیغ با پروپاگاندا(propaganda ) راکه خود از نام و عملکرد" conqreqatio de opaagqndqfl " یا مجمع تبلیغ و ترویج ایمان " مشتق شده است،به معنی پخش یا تحریک و یا به حرکت واداشتن اندیشه های ویژه می دانند.آنان براین باورند که پروپاگاندا به معنی دروغ،تحریف،فریب،جنگ روانی و شتشوی مغزی به کار می رود و هویت یک پیام به عنوان پروپاگاندا، از معنای منفی و نادرست آن شناسایی می شود.گارث.اس.جاوت و ویکتوریا ادراس با چنین دیدگاهی،تبلیغ را به پنج نوع تقسیم می کنند.تقسیم بندی آنان به این شرح است:
1- تبلیغ آشوب آفرین یا هیجانی: در این نوع تبلیغ سعی می شود مخاطب به سوی اهداف معین هدایت شود.
2- تبلیغ وحدت بخش:در این نوع تبلیغ تلاش منبع در راستای منفعل کردن مخاطب است.
3- تبلیغ سفید: دراین نوع تبلیغ علی رغم اینکه منبع مشخص است و اطلاعات پیام ارسالی از طرف او صحت دارد،تلاش منبع ایجاد اعتبار در نزد مخاطب است.
4- تبلیغ خاکستری: در این تبلیغ ممکن است منبع مشخص ویا نامشخص باشدو احتمال دارد اطلاعات پیام نیز درست و یا نادرست باشد.
5- تبلیغ سیاه: دراین نوع تبلیغ، اطلاعات پیام نادرست و ساختگی بوده و هدف منبع نیرنگ آمیز است.
تبلیغ سیاسی و یا سیاست تبلیغ
در بخش تجارت می توان مارک های مهمی را نزد همه مردم دیدکه از محبوبیت بالایی برخوردارند. مانند کوکاکولا،وینستن،مک دونالد،مایکروسافت و ... این مارک ها که در بیان تجاری به آنها براند((Brand گفته می شودبراساس تبلیغات گسترده ی این کمپانی های فراملتی،در ذهن مخاطبشان نقش بسته است. این فرایند مهم جلوه دادن که به خصوص در تبلیغات مورد توجه روانکاوان و جامعه شناسان است،براثر چند مرحله ای 1- پذیرش 2- تکرار 3- فکرغالبی شدن 4- نشردادن شکل می گیردکه دیدگاههای غالب افراد نیزازاین مکانیزم پیروی می کند. در دیدگاه روانشناسی،وقتی کسی به مرحل ی ایجاد فکر غالبی یا تابوسازی می رسد، موضوع مورد نظرش آنقدر مهم و حیاتی جلوه می کند که آن را به عنوان چیزی مقدس در ذهنش به شمار می آورد.بی شک این دیدگاه از زمان های دور و به خصوص از دوران جادودرذهن بشر باقی مانده است.مخاطبین طرف مقابلکه این تابو در ذهنشان رشد پیدا می کندو به تدریج به یک براندو یا تقدس تبدیل می شود دیگر نمی توانندبه این نقطه ی کور مغزی خوددست پیدا کنندو تا ابددچار این شتشوی مغزی و تقدس گرایی قرار می گیرند. وقتی تبلیغ یک شرکت را می بینیم و یا مورد هجوم تبلیغات سیاسی حزب ها قرار می گیریم،ذهن پرسشگر ما به دنبال دلایل و برهان های پذیرش و یا ردکردن آن می رود،اگر وارد مرحله ی پذیرش شویم ولی تبلیغات دیگر خاتمه پیدا کرده باشند،مسیرچهار مرحله ای،از مرحله ی اول جوتر نخواهند رفت ولی اگر همچنان تبلیغات ادامه دار و گسترده باشند،مرحله ی دوم که تکرار است رخ بدهدبه احتمال زیاد وارد مرحله ی سوم که همان تابوسازی است می رسیم. در این دوره افراد به طورناخودآگاه عمل می کنندو با دیدی آرمانی به موضوع نظرمی اندازندو این آرمان گرایی پوچ آنها رابه سوی دیوارهای پرخطای ضمیرناخودآگاهشان می کشاند و آنقدر در تکثیر و بزرگ نمایی این فکرغوو می شودکه فردبه مرحله ی آخر که همان نشردادن است می رسد،در این مرحله افراد به آن قدرت تبلیغی رسیده اند که از عقاید خود دفاع کنندو خودشان هم در مسیر این تبلیغات، مروج آنها باشند.
واژه ی عقیده در بسیاری از مواقع یک فکر عمیق و اندیشه ای بزرگ نیست، بلکه تنها پیامی تبلیغ شده است که دیگران با بینش به این امرکه آنها رامورد هجوم قرارمی دهند،به آنهامنتقل کرده اند.
Saturday, January 26, 2008
تبلیغات سیاسی
فهرست مندرجات
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment